تبلیغات
گروه فرهنگی تبلیغی آیت الله آقانجفی قوچانی(ره) - بهانه‎ای برای خیانت!
" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "
اون موقعی که ابن زیاد بصورت ناشناس وارد کوفه شد و استقبال گسترده و پر شور مردم رو دید، به محبوبیت امام حسین(علیه‎السلام) پی برُد؛ چون مردم فکر می کردن این امام حسین هست که اومده اما اشتباه می کردن! 


ابن زیاد با دیدن همچین استقبالی سیاست‎های مختلفی رو پی گرفت تا مردم رو به سمت خودش بکشه و در واقع زمینۀ قیام یا بهتر بگم "خیانت" کوفیان بر علیه امام حسین(علیه‎السلام) رو رقم زد!
سیاست روانی: ابن زیاد بعد از اینکه وارد کوفه شد، تو مسجد جامعِ این شهر، رو به مردم خودش رو برای فرمان‎بردارها مثل پدری مهربان و برای نافرمان‎ها شمشیر و تازیانه رو به رخ کشید!(1) 
ابن زیاد، بعد از بیعت گرفتنِ مُسلم‎بن‎عقیل از کوفیان، بازم با عملیات روانی، که سپاه عظیمی از شام به سمت کوفه در حال حرکته(!) مردم و مخصوصاً زن‎ها رو نسبت به اون سپاه و از بین رفتن مردهاشون ترسوند(2) و شب هنگام، مُسلم رو تو کوچه‎های کوفه تنها گذاشت!

سیاست اجتماعی: تو زندگی قبیله‎گی یه شغلی بوده به اسم عِرافَت، مثل ثبت احوال خودمون، با این تفاوت که هر عَریفی، وظیفه ثبت احوال و اولاد و آمارگیری از دین، مذهب و گرایش افرادِ قبیلۀ خودش رو به عهده داشت.
ابن زیاد، رو به این عریف‎ها میگه:
«شما باید نام غریبان و مخالفان امیرالمؤمنین یزید را كه در عرافت شما هستند، براى من بنویسید. همچنین هر كس را از حروریه (خوارج) و مشكوكین كه نظر بر اختلاف پراكنى دارند، باید به من گزارش دهید. كسى كه به این دستور عمل كند با او كارى نداریم؛ اما هر كس ننویسد باید ضمانت عرافت خود را به عهده بگیرد و نباید هیچ مخالف و یاغى در عرافت او با ما مخالفت كند. اگر چنین نشود، از پناه ما خارج شده و مال و خون او بر ما حلال است. هر عریفى كه در عرافت او از شورشیان علیه امیرالمؤمنین (یزید) كسى یافت شود، آن عریف بر در خانه‎اش به دار آویزان خواهد شد و همه آن عرافت را از پرداخت عطاء محروم خواهم كرد»(3)

این از سیاست اجتماعی، اما مهم‎ترین سیاستی که همچین بی‎ربط هم به سیاست‎های به کار رفتۀ بالا نیست، "سیاست اقتصادی" هست که توصیه می‎کنم حتماً بخونید.
سیاست اقتصادی: توی اون زمان، معمولاً منبع درآمد، یا بهتر بگم منبعِ خورد و خوراک مردم، دو تا چیز بیشتر نبوده، یکی عطاء و دیگری جیره، که هر دو از طریق حکومت تأمین می‎شده، بخاطر همین دنبال کشاورزی و صنعت‎گری نمی‎رفتن، این کارها رو مخصوص موالی (هم‎پیمانان غیرعرب) می‎دونستن و اصلاً یه پله بالاتر، این کارها رو تو شأن خودشون نمی‎دونستن!!!(4)
عطا اون پولی بوده که از حکومت می‎گرفتن و جیره هم کمک‎های جنسی مثل خرما، گندم، روغن و... بوده

فکر کنم متوجه شدین که چی می خوام بگم، بله! حکومت‎ها مخصوصاً حکومت بنی‎امیه و بالاخص ابن‎زیاد از این قضیه به خوبی به نفع خودشون استفاده کردن

یکی از تهدیدهای ابن‎زیاد قطع کردن همین عطا و جیره‎ها بود، بخاطر همین عریف‎ها و افراد دیگه سعی می‎کردن مخالف‎های حکومت رو ساکت کنن.
همچنین یکی از شگردهای ابن زیاد برای پراکنده کردن مردم از کنار مسلم، زیاد کردن عطا و جیره بود(5) که به نظرم خوب جواب داد!
ابن زیاد با همین شگرد تونست لشکری بالغ بر "30هزار نفر" برای مقابله با امام حسین(علیه‎السلام) جمع کنه(6) لشکری که (فقط) دلشون با امام حسین بود!!!(7)

امام حسین(علیه‎السلام) هم با درک این واقعیت، تو سخنرانی‎شون تو روز عاشورا به همین مطلب اشاره دارن و می فرمایند:

كلكم عاص لامرى مستمع لقولى، قد انخزلت عطیاتكم من الحرام و ملئت بطونكم من الحرام فطبع على قلوبكم؛ 
«همه شما علیه من عصیان مى‎ورزید و سخنان مرا گوش نمى‎دهید؛ [علّت آن این است كه] عطاهاى شما از مال حرام فراهم آمده و شكم‎هایتان از حرام انباشته شده است و این باعث مُهر خوردن بر دل‎هایتان گشته است».(8)

پس تا حدودی فهمیدیم که بهانه‎های خیانت کوفیان به امام زمان‎شون چی بوده.


پی نوشت ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. وقعة الطف، ص 110
2. همان، ص 125
3. وقعة الطف، ص 11؛ تاریخ طبرى، ج 4، ص 267
4. الحیاة الاجتماعیة و الاقتصادیة فى الكوفة، ص 219.
5. وقعة الطف، ص 125؛ تاریخ طبرى، ج 4، ص 277
6. بحارالانوار، ج 45، ص 4
7. حیاة الامام الحسین(ع)، ج 2، ص 453.
8. بحارالانوار، ج 45، ص 8.




طبقه بندی: راهنما شناسی، 
برچسب ها: ابن زیاد، سیاست، اقتصادی، روانی، کوفه، کوفیان، قیام امام حسین، قیام، خیانت، خیانت کوفیان، مطالب مرتبط: کـارتِ دعـوت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 26 آبان 1391 | توسط : حسن گندمکار | نظرات()