تبلیغات
گروه فرهنگی تبلیغی آیت الله آقانجفی قوچانی(ره) - زمینه های قیام امام حسین علیه السلام
" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "


دو سال از هجرت پیامبر از مکّه به مدینه می گذشت، یک عدّه از مسلمانان که با پیامبر و یا بعد از ایشان به مدینه اومده بودند، اموالشون دست کفار مکّه مانده بود و در واقع اموال مسلمانان در این دو سال دست کفار مصادره شده بود و خودشان در وضع نامناسبی به سر می بردند.
خبر آمد که کاروانی از بازرگانان مکّه از شام به سوی مکّه در حرکت است. در خبر آمده بود که این کاروان را ابوسفیان هدایت می کند، همان کافری که معاند بود و در کفرش پابرجا و محکم بود، خوب این فرصت مناسبی بود که یک مقدار از اموال مسلمانان به دستشان برگردد، این اتّفاق افتاد و همین امر زمینه ساز جنگ بدر شد.
جنگی که باعث و بانی مستقیم اون، ابوسفیانِ زخم خورده بود، در تاریخ آمده که...


چندین بار سپاه مکّه پشیمان شد ولی همین ابوسفیان به دلیل عنادی که داشت، آنها رو برگردوند، این جنگ هرچند منجر به پیروزی کامل مشرکین نشد، امّا خاطره تلخی رو برای پیامبر و یارانش به جای گذاشت. شش سال گذشت و در سال هشتم هجری ماجرای فتح مکّه پیش آمد.
ابوسفیان دید از بتهایشان که کاری بر نیامد از طرفی هم او که مسلمان نمی شد، او تمام عمر خود را بر علیه اسلام و مسلمین جنگیده بود، پس دو راه رو پیش روی خود دید، 1. اینکه مانند ابوجهل بر عناد خود استوار باشد و جانش رو از دست بدهد. و2. اینکه به ظاهر مسلمان شود و در باطن بر عقاید شوم خود باقی بماند. در نهایت راه دوم رو انتخاب کرد و به ظاهر مسلمان شد.
بگذریم از ماجراهای این شخص بعد از وفات پیامبر، در نهایت روزگاری پیش آمد که عنان کار مسلمین به دست فرزند همین ابوسفیان افتاد، شخصی بسیار زیرک، البتّه در عقاید و ایدئولوژی، پیرو پدر؛ یعنی به ظاهر مسلمان و در باطن... چنان زیرک و ظاهر الصلاح که توانست در زمان خلافتش با سه تن از ائمّه مقابله کند و توده مردم رو فریب دهد. به نحوی که حتّی امام مجتبی علیه السلام مجبور شد که با او صلح کند.
(توی یکی از سایتها مقاله ای رو می خوندم نوشته بود که امام حسین علیه السلام به دلیل احترام به امام حسن علیه السلام در زمان معاویه سکوت کرده بودند. این درست نیست، ما معتقدیم که آنها همشون نور واحدی هستند، در زمان معاویه شرایط به گونه ای بود که هر گونه قیامی ممکن بود خسارات غیر قابل جبرانی رو به بار بیاورد.)
      بگذریم؛ این شخص به حدّی نفوذ داشت که توانست از مردم برای فرزند شراب خور و... خود بیعت بگیرد، یعنی قبول کردند که این شخص خلیفه پیامبر باشه.
خوب با این مقدّمه، می نشینیم پای فکر و خیال خودمون؛
 شخصی است که نوه پیامبر است، با تمام وجود مصیبتهای پیامبر رو برای به ثمر رساندن نهال نوپای اسلام دیده است، به معنای واقعی دشمنان او و فرزندان آنها را می شناسد، امّت اسلام و صلاح آنها را می داند، تقوای الهی رو مدّ نظر دارد و... . از طرفی هم شاهد سقوط امّت اسلامی است، شاهد است که هر روز مطلبی رواج پیدا می کند که در واقع بدعت است و... از طرفی دیگر هم شرایط، شرایط قیام نیست، باید بسوزی و بسازی.
امّا بعد از معاویه یزید سر کار آمد، یزید شخصیتش با معاویه فرق می کند، آن زیرکی و کیاست رو ندارد، ظاهرالصلاح نیست، مردم به او اعتماد ندارند، بلکه با پول و اشرفی اونها رو دور خود جمع کرده است، الآن شرایط قیام مهیا شده است.
امّا 50 سال از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله گذشته است، پیرمردهای 50 ساله بچه هایی هستند که پیامبر را ندیده اند، اسلام را با این به ظاهر مسلمانان شناخته اند و... شرایط قیام مهیاست، امّا برای آبیاری درخت اسلام که اکنون رنگ و روی پاییزی دارد، خون لازم است، خون عزیزترین نزدیکان پیامبر، خون بهترین انسانهای روی زمین، خون علی ها، هیچ فرقی نمی کند که اصغر باشد و یا اکبر، باید رفت و شهادت را به جان خرید تا دین بماند، تا اسلام بماند، تا امّت راه خود را پیدا کنند.



منابع جهت مطالعه بیشتر:

حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص 178-
تاریخ مدینه و دمشق،
تراجم النساء- ص 469.
سیره ابن هشام، ج 2، ص 404 .400
شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 2، ص .45
تاریخ طبری، ج 3، ص .202
مروج الذهب، ج 2، ص .343
مختصر تاریخ دمشق، ج 11، ص
المغازی، ‌ج 1
معجم البلدان




طبقه بندی: جهان شناسی، 
برچسب ها: قیام امام حسین، امام حسین، قیام، عاشورا، ابوسفیان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 25 آبان 1391 | توسط : حسن گندمکار | نظرات()