تبلیغات
گروه فرهنگی تبلیغی آیت الله آقانجفی قوچانی(ره) - مطالب ازدواج
" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. "

عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم

بنویسم، كه چرا عشق به انسان نرسیده است، چرا آب به گلدان نرسیده است، چرا لحظه باران نرسیده است،

و هر كس كه در این خشكی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است، وهنوزم كه هنوز است، غم عشق به پایان نرسیده است،

 بگو حافظ دل‌خسته ز شیراز بیاید، بنویسد، كه هنوزم كه هنوزاست، چرا یوسف گمگشته به كنعان نرسیده است، چرا كلبه احزان به گلستان نرسیده است،

 دل عشق ترك خورد، گل زخم نمك خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ...

 خداوند گواه است دلم چشم براه است، و در حسرت یك پلك نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است، توی آینه روی من بیچاره سیاه است، و جا دارد از این شرم بمیرم كه بمیرم كه بمیرم ...

 عصر این جمعه دلگیر، وجود تو كنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو كجایی گل نرگس

 به خدا كه نفسهای غریب تو كه آغشته به حزن است، زجنس غم و ماتم زده آتش به دل عالم و آدم

مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوگ كدامین غم عظمی به تنت رخت عزا كرده ای عشق مجسم

كه به جای نم شبنم، بچكد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت، نكند باز شده ماه محرم كه چنین میزند آتش به دل فاطمه آهت، به فدای نخ آن شال سیاهت، به فدای رخت ای ماه بیا

صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم تویی، آجرك الله، عزیز دو جهان، یوسف در چاه

كنون شعله آه تو شود حس، تو كجایی گل نرگس


دل ما سوخته از آه نفسهای غریبت، دل‌مان بال كبوتر شده، خاكستر پرپر شده، همراه نسیم سحری، روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی، به همان صحن و سرایی، كه شما زائر آنید، و خلاصه شود آیا كه مرا نیز به همراه خودت زیر ركابت ببری، تا بشوم كرب بلایی ...

به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد، نگه ام خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزلی ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد ... همه گویند ... به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچاره دلداده دلسوخته، ارباب ندارد

 گریه كن، گریه و خون، گریه كن آری، كه هر آن مرثیه را خط شنیده است، شما دیده ای آنرا، و اگر طاقتتان هست كنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم، و خودت نیز مدد كن، كه قلم در كف من همچو عصا در ید موسی بشود، چون تپش موج مصیبات بلند است، به گستردگی ساحل نیل است، و این بحر طویل است

 بگذارید كه قبلش بنویسم، كه ببخشید مرا یوسف زهرا، اگر این مخمل خون بر تن تب دار حروف است، كه این روضه مكشوف لهوف است، عطش بر لب عطشان لغات است، و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است، و ارباب همه سینه زنان كشتی آرام نجات است، ولی حیف كه ارباب قتیل العبرات است، ولی حیف كه ارباب اسیر الكربات است، ولی حیف هنوزم كه هنوز است، حسین بن علی تشنه آب است ...

 و زنی محو تماشاست زبالای بلندی، الف قامت او دال، و همه هستی او در كف گودال، سپس آه، كه الشمر....

 نه نه، خدایا چه بگویم، كه دلم تاب ندارد، به خدا با خبرم میگذرد از تپش روضه كه خود غرق عزایی، تو خودت كرب بلایی

 قسمت میدهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی

تو کجایی تو کجایی

محرم شده،

باید که گریزی بزنم آه به یک مجلس پر شور که این کار ثواب است؛

ثواب است و نفس در قفس سینه هر مستمعش مثل عذاب است، دل تک تکشان وای کباب است، ببین روضه عجب ساده و ناب است، که بر پا شده در بین خرابه است ....

بیا گوش کن آری سخن از قحطی آب است، ولی یک نفر آنجاست که بی تاب تر از باقی آنهاست، ببینید، ببینید؛ درست است، رباب است، رباب است؛

ببینید، ببینید؛ گلم رنگ ندارد، سر جنگ ندارد؛

چه بزمی است، چه شوری است، چه حالی است؛

فقط روضه و ناله است، و مداح پر از عاطفه اش طفل سه ساله است

که در دست ظزیفش، که در دست نهیفش، سر باباست؛

سلام ای سر زیبا، سر بابا؛

چه کسی کرده به ویرانه مقیمم، چه کسی کرده یتیمم؛ 

تا دید سر را؛

گفت: عمه جان، این سر منور را کمکم میکنی تا که بردارم، شامیان ای حرامیان دیدید راست گفتم که من پدر دارم؛

ای پدر جان عجب دلی دارم، ای پدر جان عجب سری دارم،

گیسویم را به پات میریزم، تا بگویی چه دختری دارم؛

آیه های نجیب و کوتاهم شبی از ناقه ام تنزل کرد، غنچه هایی شبیه آلاله روی چین های دامنم گل کرد؛

دستی از پشت خیمه ها آمد، لاجرم راه چاره ام گم شد، در هیاهوی غارت خیمه، ناگهان گوشواره ام گم شد ....  ... .. .

 

التماس دعا...





طبقه بندی: ازدواج،  جهاد و شهادت، 
برچسب ها: نكند باز شده ماه محرم !،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 26 آبان 1391 | توسط : حسن گندمکار | نظرات()

تنهام و نا امید

 

سلام

می خواستم ازتون بپرسم اگر ظاهر آدم زیبا نباشه و همین موضوع باعث بشه نتونه در آینده همسر مورد علاقشو انتخاب کنه و پسر خوبی سر راهش قرار بگیره ولی اون پسر به خاطر ظاهر دختر تردید کنه یا پیش بقیه احساس سر شکستگی بهش دست بده و خجالت بکشه نتیجه چی میشه؟

اون پسر بی نهایت با شخصیته هیچ وقت به روم نیاورده ولی خودم اینو حس می کنم که پیش بقیه خجالت می کشه اخلاقامون به هم می خوره از هر لحاظ که نگاه میکنم با هم تفاهم داریم ادم با ایمانیه نماز میخونه اهل دوست دختر نیست و...
اما من عذاب می کشم وقتی خجالت کشیدنشو پیشه بقیه می بینم ولی نه واسه خودم بلکه واسه اون دلم می سوزه احساس می کنم که اون موقعیت های بهتری هم داره :-(
و من می دونم که ظاهر خوبی ندارم ولی اینم می دونم که اونو خیلی دوست دارم
مشکل من فقط این نیست اگه با این کات کنم اگه شخص دیگه ای سر راهم قرار بگیره مشخص نیست مثل این آدمه خوبی باشه یا نه..
حالا شاید شاید هم یه خواسگار خوب دیگه واسم بیاد اگه بازم بخاطر ظاهرم :-(
من به این مسئله هم خیلی اعتقاد دارم که قلب آدم که کاروان سرا نیست که هزار نفر بیاد و بره...
خیلی وقتا سعی می کنم که از فکر ازدواج بیام بیرون ولی آخرش می بینم نمی شه تا کی سربار پدر و مادرم باشم تا کی نیشو کنایه مردمو بشنوم تا کی تنها بمونم
آیا به نظر شما عمل زیبایی درسته؟
من دیگه فکرم به جایی قد نمی ده
تو رو خدا آقای ایمانی زودتر جواب بدین
باهاش کات کنم یا نه؟


ادامه مطلب


طبقه بندی: ازدواج، 
برچسب ها: عقب نشینی پسر، همسریابی دختران، نقایص و عیوب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 11 آبان 1391 | توسط : حسن گندمکار | نظرات()


سوال:


سلام

پسری هستم 23 ساله، دانشجوی سال اول کارشناسی ارشد. خیلی وقته به یکی از دخترهای فامیل علاقه دارم، این موضوع را همه فامیل فهمیدن حتی خانواده ایشون و خانواده خودم. بهرحال تصمیم گرفتم که اگه خدا بخواد تا چند ماه آینده با ایشون ازدواج کنم و فکر نمی کنم مشکلی از این لحاظ وجود داشته باشه. اون چیزی که فکر من رو مشغول کرده اینه که من احساس می کنم خیلی زود به ارگاسم می رسم. این را هم بگم که من تقریبا فردی مذهبی هستم و در طول مدتی که به سن بلوغ رسیدم سعی کردم که موارد خلاف شرع نداشته باشم و تا به حال هم هیچ رابطه جنسی با جنس مخالف نداشتم حتی در خواب! در طول این 8 سال که به سن بلوغ رسیدم خیلی کم (کمتر از انگشتان دست) گول شیطان را خوردم و عمل زشت استمناء انجام دادم. اما بهرحال مواردی پیش آمد که متوجه شدم خیلی خیلی زود به ارگاسم می رسم و این برایم نگران کننده شد. خواستم زودتر در این مورد از شما راهنمایی بگیرم که در آینده با مشکل روبه رو نشوم.بازهم تشکر زحماتتون.


ادامه مطلب


طبقه بندی: ازدواج، 
برچسب ها: اثرات گناهان جنسی بعد ازدواج، زود ارضایی، هیجان زیاد جنسی، زود انزالی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 10 آبان 1391 | توسط : حسن گندمکار | نظرات()

سوال:
 در مورد ازدواج موقت گفته میشه که این ازدواج برای مردای متاهل نیست و برای کسانیست که امکان ازدواج دائم ندارند و نیاز به همسر دارند.

می خواستم از دخترخانم‌ها بپرسم که اگر بفهمید خواستگارتون ازدواج موقت داشته و ارتباط جنسی از این راه مشروع برای حفظ ایمانش نظرشون در مورد اون فرد چی خواهد بود؟




طبقه بندی: ازدواج، 
برچسب ها: بحث و گفتگو، ازدواج موقت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 9 آبان 1391 | توسط : حسن گندمکار | نظرات()

سوال:

سلام

می خوام با پسری ازدواج کنم ایشون گفته باید بریم پیش دکتر تا هیپنوتیزمت کنه ببینم که قبلا کار خلافی انجام داده ای مثلا با کسی رابطه داشته ای یا نه با توجه به اینکه هرکس ممکنه در زندگیش گناهانی کرده باشه به نظر شما من چه کنم؟


ادامه مطلب


طبقه بندی: ازدواج، 
برچسب ها: مشاوره، ازدواج، دکتر، خود ارضایی، عکس سکسی، توبه، رابطه با دخترا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 9 آبان 1391 | توسط : حسن گندمکار | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 2  صفحات :
  • 1  
  • 2